پ.ن. چشمها رو ببند..
۸۸/۲/۲۶
يك باكس پر از مسيج و ايميل تبريك..
يك موج SMS از همه اونهايي كه حتي فكر نمي كردم بيادم باشن..
يك دنيا محبت و سيلي از آرزوهاي خوب..
همه و همه فقط براي اينكه بياد بيارم؛
يكبار ديگه بيست و ششمين روز از ارديبهشت ماه رسيده..
يكبار ديگه ساعت، 7:45 صبح رو نشون داده..
و يكبار ديگه من تولدي ديگه رو تجربه مي كنم..
بيست و هفت سال..
پر از شادي و خنده..
پر از غم و گريه..
پر از بودن ها و نبودن ها، داشتن ها و نداشتن ها..
پر از تنهايي و همراهي و..
عشق...
...
امروز روز من است...
يك نفس عميق..
يك آرزو..
يك حس گرم زير پوستت و...
...
آرزوي امســـــالم با اين چند سال اخير
خيلي فرق داشت، لااقل امســال ديگه
درجا نزدم سر اون خواسته...! (;
...
صداي گرمش رو كه به همه اينها اضافه
كني، واقعاً امروز روز من بود...
| Design By : Night Skin |


